السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1102
تعليقات نقض ( فارسى )
آغاز كند شاه گفت : او را ملزم كنيد كه سوگند ياد كند كه اين كار را نخواهد كرد آنگاه بفرستيد ؛ پس همين كار انجام گرفت . و چون قاضى عمده امر سفارت را انجام داد و چند روزى صبر كرد ديد بجز پادشاهى كه بحضور او براى سفارت آمده كسى براى او چيزى نمىدهد مجلسى ترتيب داد و بحاضران گفت : مردم پادشاهى كه مرا فرستاده به من سوگند داده و از من عهد و پيمان گرفته كه از كسى چيزى نخواهم آيا از شما كه عهد و پيمان گرفته كه چيزى براى من نفرستيد ؟ ! و از اين گونه حكايتها دربارهء او بسيار نقل ميكنند » . ابن الفوطى در تلخيص مجمع الاداب في معجم الألقاب در حرف عين مهمله ( جزء رابع قسم دوم بتصحيح مرحوم دكتر مصطفى جواد ؛ ص 891 - 892 ) و محيى الدين ابو الوفاء قرشى در الجواهر المضية فى طبقات الحنفية ( ص 241 ) و صفدى در الوافى بالوفيات ( ج 3 ؛ ص 250 تحت شمارهء 1271 ) بترجمهء او پرداختهاند . امّا ترجمهء خواجه تاج حنيفى شعرى نيشابورى چنان كه در ذيل نام او در ص 372 متن نقض خاطر نشان كردهام بدست نيامد . تعليقهء 151 ( ص 373 ؛ س 4 ) خاندان مشاط - بنى مشاط شهاب مشّاط و بيان اينكه وى مؤلّف بعض فضايح الروافض نبوده است ، و ترجمهء ابو الفضايل مشّاط و پسر او . زبيدى در تاج العروس در مستدرك مادّهء « م ش ط » گفته : « و المشّاط ككتّان من يعمل المشط » يعنى مشّاط كسى را گويند كه شانه مىسازد ، پس معلوم مىشود كه سر سلسلهء اين خاندان شانه مىساخته است . و اينكه مصنّف ( ره ) در بعضى موارد از كتاب خود نامى بعنوان « شانه تراش » برده چنان كه در ص 30 گفته : « عجبتر اينست كه خواجه استاد اخبار از پاچه فروش ، و رسن تاب ،